تبليغاتX
انجمن جوانان زنده رود
Search

چه کشکی چه پشمی 

موضوع: جیغ آباد دوشنبه یازدهم آبان 1388 11:14

چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.

از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت،

خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد.

ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.

در حال مستاصل شد....

از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:

اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.

قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت..
گفت:

اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي.

نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم....

قدري پايين تر آمد.

وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:

اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟

آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دهم.

وقتي كمي پايين تر آمد گفت:

بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.

وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت:

مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟

ما از هول خودمان يك غلطي كرديم

غلط زيادي كه جريمه ندارد.

 

كتاب كوچه
احمد شاملو

نوشته شده توسط مهدی ماهانی | لينک ثابت |

آرماها و نکات مخفی 

موضوع: دانستنیها / عمومی دوشنبه چهارم آبان 1388 16:48


   ۱-Big 10
 

اگر در این لوگو دقت کنید میبینید که عدد ۱۱ در آن مشاهده میشود در حالیکه این شرکت با نام BIG 10 گویای آن است که شامل ۱۰ عضو میباشد، اما چند سال پیش که تعداد اعضائ اصلی این شرکت به ۱۱ افزایش یافت آنها این جرکت زیرکانه را در لوگو انجام دادند تا تغییری در نام شرکت بوجود نیاورند


۲-Goodwill
شرکت GoodWill نهادی غیر دولتی در آمریکای شمالی است که فعالیت اصلی آن کمک به افراد کم بضاعت میباشد و اگر دقت کنید میبینید که حرف اول این شرکت یعنی g بصورت یک Happy Face در لوگو نمایان است که هم نشان دهنده حرف اول اسم شرکت است و هم اینکه میخواهد بگوید ما افراد را شاد میکنیم.

۳-Sun Microsystems
شرکت سان برای همه شما نام آشنا و شناخته شده است، اگر شما به شمایلی که حالت مربع دارند دقت کنید میبینید که ار هر چهارگوشه این مربع آنرا بخوانید کلمه SUN را خواهید دید.

۴-Amazon
با شرکت آمازون هم حتما آشنا هستید. آیا تا کنون به آن فلشی که در زیر کلمه آمازون آمده است فکر کرده اید که چه منظوری را میخواهد به شما برساند؟ این خط ۲ منظور دارد، اول اینکه اگر دقت کنید میبینید که شروع این فلش از کاراکتر a و پایان آن کاراکتر z میباشد و این بدین معنی است که ما تمامی نیازهای شما از a تا z را فراهم میکنیم و همچنین شما میتوانید یک لبخند را نیز در آن مشاهده نمایید که به منظور لبخند رضایت مشتریان این شرکت میباشد.

۵- Toblerone
به احتمال زیاد با شکلات تابلرون آشنایی دارید و مزه آنرا چشیده اید. خرسی که در لوگو و در سایه کوه پنهان است نماد شهر برن سوییس جایی که این تولید میشود است.


۶-Baskin Robbins
احتمالا نمایندگی های این بستنی را در تهران دیده اید، البته این ایده شاید در کشور ما فعال نباشد اما با نگاهی دقیق تر مشاهده میکنید که عدد ۳۱ با رنگ صورتی در این لوگو مخفی است و این عدد نشانگر این است که این کمپانی ۳۱ طعم بستی برای ۳۱ روز ماه برای شما فراهم میکند !


۷-FedEx
یکی از معروفترین شرکتهای پستی در جهان، فلشی که در بین حروف E و X میبینید به منظور این است که این شرکت دارای سرعت و دقت در رساندن محموله ها بدست صاحبانش است.

۸-Hope for African Children Initiative
این سازمان غیر دولتی در کارهای خیرخواهانه برای کودکان آفریقایی فعالیت میکند و در نگاه اول نگاه به این لوگو تداعی گر نقشه آفریقاست اما با نگاه دقیق تر متوجه میشود که ۲ نفر رو در روی یکدیگر ایستاده اند که یکی از آنها کودک آفریقایی و دیگری احتمالا فردیست که به او میخواهد کمک کند


۹-Milwaukee Brewers
این لوگو برای تیم بیس بالی است که شما در لوگو حروف b و m را مشاهده میکنید اما این دو حرف تشکیل دهنده دستکش بیس بال نیز هست.


۱۰-Northwest Airlines
قدیمی ترین شرکت هواپیمایی آمریکا لوگوی بسیار زیرکانه ای دارد، شما در دایره ای سمت چپ هم میتوانید حرف N و هم حرف W را ببینید که اول North و West هستند اما با کمی دقت میبینید که فلشی که در در سمت چپ و بالای این دایره میبینید اشاره به سمت شمال غربی دارد که اسم این شرکت میباشد.


نوشته شده توسط مهدی ماهانی | لينک ثابت |

مهندسی و مدیریت 

موضوع: آموزش مديريت سه شنبه چهاردهم مهر 1388 16:26

مهندسي و مدیريت

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید:
"ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟ " مرد روی زمین : بله ، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ﹾ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ﹾ۳۷ هستید .


مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید.مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟"


مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"


مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید . مرد بالن سوار : بله ، از کجا فهمیدید؟؟؟"


مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید . قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند .

نوشته شده توسط مهدی ماهانی | لينک ثابت |

حکیمانه ها 

موضوع: سخنان بزرگان شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 14:7

 

آن که می تواند انجام می دهد، آن که نمی تواند انتقاد می کند .      (برنارد شاو)

 

نوشته شده توسط رویا | لينک ثابت |

عملکرد ! 

موضوع: جالب آباد چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 15:10

 

پسر كوچكی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روی جعبه رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.

مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش می داد.

پسرك پرسید: خانم، می توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن های حیاط خانه تان را بهمن بسپارید؟

زن پاسخ داد: كسی هست كه این كار را برایم انجام می دهد !

پسرك گفت: خانم، من این كار را با نصف قیمتی كه او می دهد انجام خواهمداد!

زن در جوابش گفت كه از كار این فرد كاملا راضی است.

پسرك بیشتر اصرار كرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می كنم. در این صورت شما در یكشنبه زیباترین چمن را در كل شهر خواهیدداشت.

مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرك در حالی كه لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.

مغازه دار كه به صحبت های اوگوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینكه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم كاری به تو بدهم.

پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را می سنجیدم. من همان كسی هستم كه برای این خانم كار می كند !!

 

 

نوشته شده توسط رویا | لينک ثابت |

اولین پیتزا فروشی 

موضوع: مکان ها چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 11:53

خیلی ها  دوست دارند که بدونند اولین هر چیزی کجا بوده و چطوری بوده ، از این رو ما که اسم پیتزا داوود رو خیلی شنیده بودیم تصمیم گرفتیم بریم یه تستی بکنیم.

پیتزا داوود

وارد کوچه لولاگر (آدرس کامل پائین صفحه هست) که می شید انتهای کوچه به اندازه یه وانت جعبه نوشابه پپسی می بینید که جلوی یه مغازه قدیمی هستش. وقتی وارد مغازه آقا داوود می شید دو سه تا میز کوچیک دو نفره می بنید و یه سکو که روش می تونید غذا بخورید. از طرفی هم روبروتون یه یخچال قدیمی که فقط توش کالباس و سوسیس می بینی که خورد شده آماده استفاده هستند.

پیتزا داوود

ولی اینجا یه پیتزا فروشی معمولی نیست! اولین پیتزا فروشی ایرانه! پس باید توقع داشته باشید یه چیزاییش فرق کنه.

اینجا رسم و رسوم خودشو داره و اگه شما تا حالا اونجا نرفته باشید حتما” غافل گیر می شید. از این رسم و رسوماش براتون بگم:

تو این پیتزا فروشی هیچ غذای غیر از پیتزا گیرتون نمی یاد و شما می تونید از 7 نوع پیتزایی که داره انتخابای خودتون رو داشته باشید. پیشنهاد من پیتزا مخلوط و یا پیتزا قارچه.

خوب حال نوبت سفارش دادنه : می گید یه پیتزا مخلوط و اون اسم شما رو می پرسه! شما باید اسم کوچیکتونو بهش بگید و الا دوباره می پرسه! بعد از این بلافاصله یه 400 ، 500 گرم کالباس که داخل فویل گذاشته شده رو جلوتون میذاره! که شما کلی تعجب می کنید که بابا من پیتزا سفارش دادم نه کالباس خام!!! این کالباس که میشه گفت از معمولی ترین کالباس های موجود بازاره  و بصورت نامنظم با کارد خورد شده در اصل پیش غذای شماست. و شما با سس فراونو و آویشنو وفلفل می تونید میل کنید. به ازای هر پیتزا  یکی از این کالباس ها هم میده. البته شما اگه بخواهید بازم کالباس میده انقدر که دیگه نتونی چیزی بخوری و بابت این کالباس ها از شما هیچ پولی نمی گیره!!! پس با خیال راحت بخورید.

من نمیدونم ، با این که می دونی کالباسش یک درصد هم گوشت نداره ، ولی با یه ولع خاصی شروع می کنی به کالباس خوردن که انگار تو عمرت کالباس نخوردی!

در مورد محل نشستن هم باید بهتون بگم معمولاً توی مغازه جایی برای نشستن نیست و شما باید بیرون مغازه مثل بقه مشتری ها بشنید. و اما مگه بقیه مشتری های چه جوری نشستند؟

پیتزا داوود

بقیه از همون جعبه نوشابه ها که اول داستان براتون گفتم دارند استفاده می کنند. شما هم دو تا جعبه نوشابرو بر می گردونید و یکشو می کنید صندلی و یکیشو می کنید میز و در عین سادگی و راحتی غذاتون میل می کیند.

خوب حالا پیتزای شما حاضر شده و یکی باصدای بلند اسم شما رو صدا می کنه و اگه نشنوید ممد آقا بیرون مغازه دوباره صداتون می کنه! حالا پیتزا رو گرفتی یه پیتزا با نون بسیار نازک و تیکه های بزرگ کالباس و سوسیس و قارچ به همراه سس فراونو آویشن.. کاملاً پرملات طوری که وقتی بر میداری میریزه. البته بگم از همون مواد معمولی تشکیل شده.

و اما از اخلاقای دیگه آقا داوود : البته شبی که ما رفتیم خود آقا داوود نبود و یه شاگردی داشت بنام ممد آقا که می شد پسر خاله آقا داوود و بعد از بازنشستگی میاد اونجا کمک می کنه. اون می گفت که آقا داوود الان یه سه ماهی هست که پا درد داره و دیگه نمی یاد. اگه آقا داوود احساس کنه که کسی داره خالی می بنده ، یه زنگ زورخونه ای داره که اونو به صدا در میاره ، یا اگه احساس کنه که داری بیش از ظرفیتت پیتزا می خوای ، بهت نمیده ولی هر چقدر کالباس بخای بهت میده.

عکس آقا داوود    پیتزا داوود- آقا داوود

و اما از گفته های این ممد آقا، که خیلی هم شنیدنی بود در مود تاریخچه اینجا و مطالبی که از سایت های مختلف در مورد اینجا خوندم براتون بگم :

اینجا حول و حوش سال 1340 تاسیس شده ، و آقا داوود به همراه یه شریک ارمنی خود اینجا رو باز کردند. اینجا از همون روز اول ساده بوده و الان هم همونطوره. طولی نمی کشه که شریک ارمنی دست از شراکت می کشه و میره خارج و آقا داوود می مونه و مغازش.  بعد از گذشت سه سال پیتزا پنتری توی ویلا باز میشه و بر خلاف پیتزا داوود، پیتزا پنتری یه جای باکلاس و پر از تجملات بوده و برای اینکه ثابت کنه که جای باکلاسیه شب اول شاه رو دعوت می کنه! بگذریم. اولین پیتزا رو آقا داوود 11 قرون می فروخته و الان پیتزا هاش از 2400 تومان هست تا 3900.

توی اینجا از سالاد و سیب زمینی  خبری نیست. و اگه بخوای غذا رو ببری پیتزا رو توی جعبه نمی ذاره بلکه لای یه فویل می پیچه و به همراه یه دسته کالباس دیگه بهت میده .

یه راوی دیگه می گفت که وقتی از در مغازش خارج می شی ازت یه سوال می پرسه “سیر شدی ؟

ممکن است غذای داوود پر باشد، و جایش کثیف باشد و صندلی‌هایش ناراحت. ممکن است لحظه‌ای از کرده پشیمان شوى. اما داوود با هر‌چه که دارد یا ندارد تجربه‌ای است با‌ارزش حد‌اقل برای یک‌بار. تجربه خوردن اولین پیتزای تهران.

آدرس :

زیر پل حافظ - خیابان نوفل لوشاتو - به سمت جمهوری - سمت چپ - کوچه لولا گر ( 50 متر از ابتدای نوفل لوشاتو که برید جلو )

نوشته شده توسط مهدی ماهانی | لينک ثابت |

عید فطر مبارک 

موضوع: گوناگون سه شنبه نهم مهر 1387 13:1

                        

فرا رسيدن عید سعيد فطر را به شما مهمانان الهي تبريـك و تهنيت ميگم.

شانه به شانه صف مي كشند. دستهاي نياز كه به سمت آسمان بلند مي شود. زمزمه اللهم اهل الكبرياء والعظمه و اهل الجود و الجبروت و... اوج مي گيرد. احساس مي كني پاهايت از زمين خاكي جدا شده و در فضاي ديگري سير مي كني. فضاي خلوص، تسليم و تقوا. اين حس، پاداش يكماه روزه داري خالصانه متقين است كه نصيب مومنين حقيقي مي شود.
شيريني كه به دهان مي بري و كامت در روز عيد شيرين مي گردد نشانه اين است كه در مابقي ايام سال نيز بايد به شيرينيها، خوبيها و خلوص رمضان وفادار بماني. اجازه نده كه تلخي گناهان ريز و درشت دامن زندگي و ثانيه هايت را بگيرد. خوب بودن فقط مختص يكماه نيست. خوب بودن را در سراسر زندگي به همراه داشته باش. اللهم اني اسئلـك خير ماسئلـك به عباد ك الصالحون و اعوذبـك مما استعاذ منه عباد ك المخلصون

يا علي مدد ـ التماس دعا

 

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |

عید نیمه شعبان مبارک . 

موضوع: گوناگون شنبه بیست و ششم مرداد 1387 11:36

                                        

بر چهره پر ز نور مهدی صلوات      بر جان و دل صبور مهدی صلوات

تا امر فرج شود مهیا بفرست       بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

نوشته شده توسط فاطمه | لينک ثابت |

فلسفه شکل گيری انجمن
روزی روزگاری چندتا جوون تصميم می گيرن انجمنی درست كنن كه هميشه از حال هم خبر داشته باشن و به درد هم بخورن حالا هم دنبال آدمای با حال و با مرام می گردن كه تعداد اين جمع رو به ميليون برسونن.
كمكمون می كنيد؟
Powered by MyPagerank.Net