موضوع: شعر و ادبیات
جمعه پانزدهم دی 1385 3:20
سلام به همه ی دوستان عزیزم من کیوان حریری یا همون کیوان از بلاگفا هستم طبق برنامه ی جدید من در بخش روانشناسی و شعر وادبیات در خدمت شما دوستان خوبم هستم. امروز جمعه هست و من باید در مورد شعر و ادبیات مطلب بنویسم و همچنین اولین روز فعالیت رسمی من در این انجمن هم هست. ولی قبل از شروع مطالبم کمی در مورد کار خودم باید صحبت کنم . من عاشق شعر و ادبیات هستم در حقیقت من یک شاعر و ترانه سرا هستم . با خودم فکر کردم که قبل از اینکه مطلبی بنویسم در ابتدا به شرح کار خودم بپردازم و در این کار به کمک تک تک شما دوستان نیاز دارم .دوست دارم در شروع نظر ها و خواسته های شما دوستان رو در مورد این ضمینه بدونم یعنی اینکه شما عزیزان علاقه مند به دیدن و خواندن شعر های نو - ترانه یا کلاسیک هستین؟
دوست دارین در مورد چه شعرایی آگاه بشین؟
در مورد چه شعر هایی صحبت کنیم؟
آیا به بررسی اشعار بپردازیم؟
به چه نوع نوشته هایی بپر دازیم؟
شعر ها و نوشته های ادبی زیبایی که متعلق به خود دوستان هم هست قرار بدهیم؟
و .................
یا به عبارتی در مورد هر آنچه که دوست دارین در این ضمینه عرضه بشود را به من انتقال دهید!
من خیلی علاقه مند هستم که یک شب شعر یا یه گرد همایی ماهانه نیز برقرار کنم در این مورد هم دوست دارم نظر بدین!
و در آخر صحبتم هم باید عرض کنم من مشتاقانه منتظر نظرات و پیشنهادات شما دوستان خوب برای هر چه بهتر شدن این قسمت هستم . چون من از پایان میترسم پس با یکی از شعر های نوی خودم این فصل را آغاز میکنم به نام : اگر از خانه ی ما میگذرید...
امید وارم مورد پسندتو قرار بگیرد:
آشنا با گذریم
از چه ها میگذریم
از دل و سنگ به یک اندازه
یا عبوری ساده
اگر از خانه ی ما میگذرید
آب را گل نکنید
وازه های عشق را
بر سرهر علفی... زیر پا خم نکنید
اگر از خانه ی ما میگذرید
همه اگه باشید
لانه ایی ساخته ام بر بلندای درش
لانه ویران مکنید
مرغ عشقی است در این خانه
بسر میبرد ایام فراق
اگر از خانه ما میگذرید
در کنار جوی من باغچه ایی ساخته ام
همه گل های اقاقی سرمست
خاطر خسته ی هر عابر پیر
باغ ویران مکنید
اگر از خانه ی ما میگذرید
مور را له مکنید
هر قدم چشم به زیر اندازید
خانه ی مورچه این نزدیکی است
اگر از خانه ی ما میگذرید
پر شکوفه شاخه ها میبینید
همه افتاده ز دیوار بلند
شاخه ها را نکنید که در این تابستان
گوی سرخی است بر این ساقه ی نرم
شاخه زخمی مکنید
سیب ها مال شماست
اگر از خانه ی ما میگذرید
ساده هم رد بشوید عشق راخم بکنید
آب را گل بکنید
لانه و باغ که ویرانه کنید
مور... بی خانه ...شاخه را تکه کنید
همه اگه باشید باز هم این دل من
عشق را میسازد
آب را صاف به فواره ی نور بشری میریزد
لانه و باغ به سختی همه آباد کند
مور بی خانه ی افسرده دل و شاد کند
باز از نو
نهالی بنشاند بر خاک
تا دگر باره که از خانه ی ما میگذرید
ساده تر رد نشوید
(کیوان-حریری)